تبلیغات
اسلام ناب - با ارزشترین چیز دنیا
با ارزشترین چیز دنیا
نظرات |

بسم الله الرحمن الرحیم

برای خواندن داستان به ادامه مطلب بروید.

روزی فرشته ای از فرمان خدا سرپیچی کرد وبرای پاسخ دادن به عمل اشتباهش در مقابل تخت قضاوت احضار شد. فرشته از خداوند تقاضای بخشش کرد. خداوند با مهربانی نگاهی به فرشته انداخت وفرمود:من تورا تنبیه نمیکنم، ولی تو باید کفاره گناهت را بپردازی. کاری را به تو محول میکنم،به زمین برو وبا ارزشترین چیز دنیا را برای من بیاور.

فرشته خوشحال از اینکه فرصتی برای بخشوده شدن دارد به سرعت به سمت زمین رفت.سالها روی زمین به دنبال با ارزشترین چیز دنیا گشت.روزی به یک میدان جنگ رسید، سرباز جوانی رایافت که به سختی زخمی شده بود . مرد جوان دردفاع از کشورش با شجاعت جنگیده بود وحالا درحال مردن بود فرشته آخرین قطره از خون سرباز را برداشت وبا سرعت به بهشت باز گشت.

خداوند فرمود:به راستی چیزی که تو آوردی باارزش است. سربازی که زندگیش را برای کشورش میدهد، برای من خیلی عزیز است، ولی برگرد وبیشتر بگرد.

فرشته به زمین بازگشت وبه جستجوی خود ادامه داد. سالیان دراز در شهرها ،جنگلها ،ودشتها گردش کرد. سرانجام روزی در بیمارستان بزرگ پرستاری دید که بر اثر یک بیماری در حال مرگ بود.

پرستار از افرادی مراقبت کرده بود که این بیماری را داشتند و آنقدر سخت کار کرده بودکه مقاومتش

را از دست داده بود. پرستار رنگ پریده در تختخواب سفری خود خوابیده بود ونفس نفس میزد.

در حالی که پرستار نفسهای آخرش را میکشید، فرشته آخرین نفس پرستار را برداشت وبه سرعت به سمت بهشت رفت.

وبه خداوند گفت:خدوندا مطمئنم آخرین نفس این پرستار فداکار با ارزشترین چیزدر دنیاست. خداوند پاسخ داد: این نفس چیز با ارزشی است. کسی که زندگیش را برای دیگران میدهد، یقینا از نظر من با ارزش است.ولی برگرد ودوباره بگرد. فرشته برای جستجو ی دوباره به زمین بازگشت وسالیان زیادی گردش کرد. شبی مرد شروری را که براسبی سوار بود درجنگل یافت. مرد به شمشیر ونیزه مجهز بود.او میخواست از نگهبان جنگل انتقام بگیرد.

مرد به کلبه کوچکی که جنگلبان وخانواده اش درآن زندگی میکردند، رسید.نور از پنجره بیرون میزد.مرد شرور از اسب پایین آمد واز پنجره داخل کلبه را بدقت نگاه کرد.

زن جنگلبان را دیدکه پسرش را میخواباندوصدای اورا که به فرزندش دعای شب را یاد میداد،شنید.چیزی درون قلب سخت مرد ،ذوب شد.آیا دوران کودکی خودش را بیاد آورده بود؟

چشمان مرد پر از اشک شده بود وهمان جا از رفتار ونیت زشتش پشیمان شد وتوبه کرد.

فرشته قطره ای اشک از چشم مرد برداشت وبه سمت بهشت پرواز کرد.

خداوند فرمود:

این قطزه اشک با ارزشترین چیزدردنیاست، برای اینکه این اشک آدمی است که توبه کرده وتوبه درهای بهشت را باز میکند.

منع : داستان های عبرت آموز



:: مرتبط با: مذهبی ,
نویسنده : شفق
تاریخ : چهارشنبه 1390/10/7
زمان : ساعت 22 و 47 دقیقه و 08 ثانیه
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
foot problems جمعه 1396/06/24 ساعت 02 و 30 دقیقه و 45 ثانیه
Definitely believe that which you stated.
Your favorite justification seemed to be on the web the easiest thing to be aware of.
I say to you, I definitely get annoyed while people consider worries that they plainly do
not know about. You managed to hit the nail upon the top and defined out the whole thing without having side-effects
, people could take a signal. Will likely be back to get more.
Thanks
manicure پنجشنبه 1396/02/7 ساعت 07 و 10 دقیقه و 11 ثانیه
Today, I went to the beachfront with my kids.
I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and
said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put
the shell to her ear and screamed. There was a hermit crab inside
and it pinched her ear. She never wants to go back!

LoL I know this is totally off topic but I
had to tell someone!
BHW دوشنبه 1396/02/4 ساعت 12 و 59 دقیقه و 17 ثانیه
First of all I would like to say terrific blog! I had a quick question which
I'd like to ask if you do not mind. I was interested to find out how you center yourself and clear your mind prior
to writing. I've had difficulty clearing my mind in getting my ideas out there.
I do take pleasure in writing however it just seems like the first 10 to 15 minutes are lost just trying to figure
out how to begin. Any suggestions or hints? Many thanks!
manicure شنبه 1396/02/2 ساعت 21 و 17 دقیقه و 08 ثانیه
I got this web page from my buddy who told me on the topic of this website and now this time I am browsing this web site
and reading very informative articles or reviews at this place.
BHW شنبه 1396/02/2 ساعت 20 و 47 دقیقه و 14 ثانیه
I am sure this article has touched all the internet visitors, its really really
pleasant post on building up new weblog.
manicure پنجشنبه 1396/01/31 ساعت 08 و 43 دقیقه و 35 ثانیه
I like the helpful info you provide in your
articles. I will bookmark your weblog and check again here frequently.
I'm quite certain I'll learn a lot of new stuff right
here! Good luck for the next!
BHW چهارشنبه 1396/01/30 ساعت 02 و 05 دقیقه و 08 ثانیه
I love it when folks get together and share thoughts.
Great blog, stick with it!
BHW سه شنبه 1396/01/29 ساعت 21 و 25 دقیقه و 16 ثانیه
Wonderful web site. Plenty of useful information here. I am sending it to a few
buddies ans additionally sharing in delicious.
And obviously, thank you on your sweat!
BHW سه شنبه 1396/01/29 ساعت 06 و 59 دقیقه و 55 ثانیه
If some one needs expert view concerning blogging then i propose him/her
to pay a visit this weblog, Keep up the pleasant work.
BHW جمعه 1396/01/25 ساعت 11 و 42 دقیقه و 09 ثانیه
I know this if off topic but I'm looking into starting my own weblog
and was wondering what all is needed to get set up? I'm assuming having a blog like yours would cost a pretty penny?

I'm not very internet savvy so I'm not 100% positive. Any tips or advice would
be greatly appreciated. Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

پیچک