تبلیغات
اسلام ناب - تفسیر سوره مبارکه ملک(1)
تفسیر سوره مبارکه ملک(1)
نظرات |

بسم الله الرحمن الرحیم

عکس های زیبای قران مجید

الملک 

از همه خواهیش میکنم تا از پیش قضاوتی ها اجتناب کنند و با فرهنگ قرانی خویش را رنگ و زینت بخشند و آن اینکه هر حرف و قول را بشنوند بعد با تکیه به وجدان بیدار خود تصمیم بیگرند.

در تفسیر این سوره که بعد از خواندن برای همه خواهد معلوم شد از نهایت حکمت و حسن کلام کار گرفته شده است و  دارای توانایی شاندن توشنگی و فراهم کردند رضایت همه و بخصوص جوانانیکه عقلگرا هستند، میباشد آرزوی ما از همه خوانندگان گرامی این است تا هدیه خود با خود و بشکل چراغ راه خود ببرند انشاءالله.

 

معرفى سوره:

نام این سوره "الملك: فرمانروایى" است كه از آیه اول سوره گرفته شده، شامل 30 آیه و از سوره هاى مكى است. در چند آیه این سوره اشاره هایى مى یابیم كه نشان مى دهد نزول آن در مكه و در مرحله اى صورت گرفته كه قریش صریحاً و به شدت به مخالفت پرداخته و پیامبر علیه السلام و دعوتش را تكذیب مىكردند

موضوع محورى بحث در این سوره شرح فرمانروایى خدا بر زمین و آسمان است، "الملك" نه تنها نام این سوره بلكه عنوانى براى مضامین آن است. باكمى دقت مى یابیم كه مفهوم آیه اول سوره بر تمامى آیات سوره سایه افگنده، و همهء آنها شرح و بسط این آیه مى باشند.

سوره با این آیه آغاز مىشود:

تَبَارَكَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ *

خجسته است آنكه فرمانروایى در دست اوست و برهركارى تواناست.

آیات بعدى چگونگى این فرمانروایى و ابعاد آنرا توضیح مىدهد: چنانچه در آیه دومى مىفرماید: آنكه مرگ و زندگى را آفریده است تا شما را بیازماید كه كدام تان عملاً بهترید. یعنى آفریدگار مرگ و زندگى اوست، فیصله مرگ و زندگى را او صادر مى كند، اگر اشیاى مرده به زنده تبدیل گردیده و پس از مدتى به مرگ محكوم مىشوند، هردو از سوى اوست، هدف از ایجاد پدیده زندگى و وضع سنت مرگ ابتلاى شماست. همچنان برخى از اشیاء را مرده مىیابى و برخى دیگر را زنده، هردو مصروف عمل خاص خود، دیده شود كدام یكى بهتر عمل مىكند و وظیفه اش را بهتر انجام میدهد.

در آیه سومى آفرینش هفت آسمان طبقه طبقه را مظهر دیگر فرمانروایى خدا معرفى مىكند و مىفرماید: در تمامى آفریده هاى خدا، نا همآهنگى و تفاوتى را مشاهده نمىكنى، درز و شگاف و خلایى را نمىیابى، همه چیز را هدفمند مىیابى، و در هرگوشه این هستى فراخ و وسیع نظم و همآهنگى عمیقى را مشاهده مىكنى، آسمان پر از ستاره هاى درخشان، تحت فرمان مالك خود، هر یكى از این اجرام درخشنده بىشمار را در جایگاه شایسته خود حفظ مىكند و از تصادم میان آنها مانع مىشود. این ستاره هاى درخشان نه تنها به آسمان دنیاى تو زیبایى بخشیده، بلكه به مثابه چراغ هاى درخشنده اى بر سر راه كسى اند كه در جستجوى حقیقت است، اینها مصابیح هدایت اند، و وسیله دفع و طرد شیطان.

آنانكه از رهنمودهاى درخشان در این فضاى بىكران نتوانستند سود ببرند، از شناخت مالك هستى عاجز ماندند و راه كفر و انكار در پیش گرفتند، مستحق عذاب جهنم اند، جهنم از فرط خشم بر آنان، فریاد مىكشد، چنان فریاد خشمگینى كه گمان برند بزودى منفجر مىشود، محافظان جهنم از هرگروهى كه وارد آن شود مىپرسند: آیا هشدار دهنده اى نزد تان نیامده بود؟ گویند: آرى، بىگمان كه هشدار دهندگانى نزد ما آمدند، ولى تكذیب شان كردیم و گفتیم: خدا چیزى فرود نیاورده، شما عمیقاً گمراهید، بعدگویند: اگر ما هشدار را مىشنیدیم، و عقل و شعور مان را بكار مىگرفتیم و مصابیح هدایت را مشعل راه خود مىساختیم، مستحق پرتگاه آتشین نمىشدیم. برگناه خود اعتراف كنند، ولى سودى براى آنان نداشته باشد. و اما آنانكه از پروردگارشان غائبانه ترسیدند، براى آنان آمرزش باشد و پاداش بزرگ.

مواظب باشید كه معامله تان با پروردگاریست كه درهمه جا و در هرحالى رقیب و ناظر بر شماست، پیدا و پنهان تان از نظر وى پوشیده نیست، سلطه و مراقبت گسترده وى برهمه جا سایه افگنده، گفتار بلند و پست شما را مىشنود، از اسرار سینه هاىتان واقف است و عنایت و رعایتش همواره شامل حال تان. آیا ذاتیكه آفریدگار تو و سلول سلول دل و دماغ توست، و افكار، نیات و خواهشات تو نیز به اراده او نطفه مىبندند، داناى بر آفریده هاى خود نباشد و چیزى از وى پنهان بماند و از رسیدگى به نیازمندى هایش غافل شود؟ نه، او باریك بین آگاه است.

مظهر دیگر فرمانروایى وى تسخیر زمین است كه درخدمت شما و مطیع و فرمانبردار شماست، شما را برشانه هاى خود حمل مىكند، و مالك هستى آنرا وسیله تأمین رزق و روزى شما ساخته است.

آیا پنداشته اید كه زمین همواره چنین بوده و چنین خواهد بود؟ شما را همیشه برشانه هاى خود حمل نموده، روزى تانرا تأمین خواهد كرد؟ و از این بیمى ندارید كه روزى خسف شود و شما را بدرون خود فرو برد، و ناگه ببینید كه همه چیزش در حال غلیان و جنبش. مگر از مؤاخذه ذاتیكه بر زمین و آسمان فرمانروایى دارد، مصئون و در امانید، و گمان نمىكنید كه روزى ناگاه باد تندى بر شما بفرستد و همه چیز را بر شما سرنگون سازد؟ مگر ندیدى آنانكه پیام آوران هشدار دهنده را تكذیب كردند، با چه سرنوشت شومى مواجه شدند؟ آیا مؤاخذه شدید آنها نشان نمیدهد كه اقامتگاه روى زمین و زیر آسمان انسان ها فرمانروایى دارد كه بر ذره ذره اعمال شان مراقبت دارد و پاداش مىدهد؟!

بگوئید: به فرمان چه كسى پرنده ها از زمین جدا مىشوند، و در فضاى زمین با بالهاى گشوده و باز پرواز مىكنند؟ چه كسى آنها را در فضا نگهمیدارد؟ چه كسى پرنده ها را چنین آفریده؟ چه كسىطبیعت را چنان آفریده و ضوابطى آن چنان در آن بودیعت گذاشته كه پرندگان بتوانند با استفاده از آن در فضا پرواز كنند؟! توفیق انجام كارهاى گوناگون شما از سوى كیست؟ استعداد هاى شما ودیعه كى، و توانمندى هاى شما مرهون عنایات كیست؟ آیا جز خداى رحمان كسى را سراغ دارید كه توانمندىهاى تانرا از او به عاریت گرفته و توفیق انجام كارهاى تان از عنایات او باشد؟! چه نافهم و فریب خورده است آنكه به حقیقت فرمانروایى مطلق خدا بر هستى كافر شود و از آن انكار ورزد!! بگوئید: اگر خدا رزق و روزى اش را باز دارد،، آسمانش از باریدن امتناع ورزد و زمینش از رویاندن دانه و میوه باز ایستد، كیست آنكه به شما روزى دهد؟ از آسمان آبى فرود آرد و از زمین دانه ومیوه اى برویاند؟! جز لجاجت در سركشى و گریز و نفرت از حق چه انگیزه اى میتوان براى انكار از فرمانروایى خدا بركائنات داشت؟ مگر نمىبینید كه خدا همه چیز را چه زیبا و درست و شایسته آفریده، همه چیز همانگونه درست است كه خدا آفریده، تغییر اندكى در ساختار آن و نحوه عملش بخودش صدمه مىزند و ماحولش را متضرر مىسازد، اگر به این اصل باور ندارى بیا بیازماى، در عوض پاها و با قامت راست و استوار و در حالیكه دیده ها رهنماى تو اند، افتیده بر رویت راه برو، بنگر كه نتیجه این تغییر در خلقت و بكارگیرى وارونه سنت ها چه خواهد بود؟ تمامى این استعدادهائیكه در تو بودیعت گذاشته شده، ترا در تشخیص خوب از بد، مفید از مضر، درست از نادرست و راه از بیراهه كمك مىكنند، و در انتخاب راه مستقیم و حركت در آن یارى میدهند، گوش ها و دیده ها و دلهاى شما را پروردگار تان به شما عنایت كرده و به اراده وى براى تان مصروف خدمت اند، ولى شما  اندكى پاس این نعمت ها را داشته اید و احسان منعم تانرا ارج گذاشته اید.

بدانید كه در هر صورت بسوى پروردگارتان برمىگردید، پروردگارى كه شما را آفرید و در زمین پراگنده ساخت، چنین روزى حتماً فرا مىرسد، پیامبر از فرا رسیدن ناگهانى چنین روزى هشدار مىدهد. در پایان سوره به پیامبر(ع) هدایت میدهد كه به معارضین و مخالفین دعوت خود بگوید:

1ـ شما كه انتظار نابودى من و پیروانم را دارید و نیروهاى تانرا در این جهت بكار گرفته اید، اگر خداوند(ج) انتظار تانرا برآورده سازد، مرا و پیروانم را هلاك كند و یا برعكس انتظارتان، ما را مشمول عنایت و لطف خود قرار دهد، چه كسى شما كافران را از عذاب درد ناك الهى نجات خواهد داد و چه كسى پناهگاه شما از عذاب الهى خواهد شد؟

2ـ ما به پروردگارى ایمان آورده ایم كه بىنهایت مهربان است، و بر او توكل كرده ایم و خود را به او سپرده ایم، بزودى خواهید دید كه چه كسى در گمراهى آشكار قرار دارد؟

3ـ شما كه باورى به خداى فرمانرواى این هستى ندارید، بمن بگوئید: اگر آب تان در دل زمین فرو رود آیا كسى را سراغ دارید كه براى تان آب روانى از چشمه اى بیرون آرد؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

تَبَارَكَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ *

الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ *

الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقاً مَّا تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَـنِ مِن تَفَاوُتِ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ *

ثُمَّ ارجِعِ البَصَرَ كَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْكَ البَصَرُ خَاسِئاً وَهُوَ حَسِیرٌ *

1- خجسته است آنكه فرمانروایى در دست اوست و برهركارى تواناست.

2- آنكه مرگ و زندگىرا بیافرید تا شما را بیازماید كه عمل كدامین تان بهتر است، و او عزتمند آمرزگار است.

3- آنكه هفت آسمان را طبقه طبقه آفرید، در آفریده هاى خداى رحمان ناهمگونى اى ننگرى، دیده را برگردان (و بنگر) آیا درز و شگافى را مىنگرى.

4- بازهم دیده را بار بار برگردان تا آنكه  بسویت نامراد برگردد و حسرت زده باشد.

1ـ این آیه به چند صفت خدا(ج) اشاره دارد:

الف: خدا پربركت و فنا ناپذیر است. تبارك صیغه مبالغه بركت است كه هم معناى خجستگى را افاده مىكند و هم فنا ناپذیرى را.

ب: فرمانروایى بطور مطلق در دست اوست، زمام همهء امور هستى در اختیار اوست، برتمامى انحاى هستى حكم او نافذ است.

ج: برهرچیز و هركارى تواناست.

یعنى آنكه این عالم گسترده و پهناور را اداره مىكند و مظاهر فرمانروایى اش در همه جا به چشم مىخورد، داراى دوصفت نمایان است:

الف: با بركت است، همه مشمول عنایات اویند و از چشمه فیاض عطا و بخشش وى مىنوشند، چون فرمانروایى نیست كه همواره از رعایاى كشورش سهمى براى خود مىگیرد، بلكه از بركت فرمانروایى پرفیض و مبارك اوست كه سفره همه رنگین است و رزق وروزى فراوانى در دسترس شان .

ب: بر هركارى تواناست، اداره این عالم پهناور، شامل این همه پدیده هاى بىشمار و حفظ و نگهدارى هر یكى در جایگاه شایسته خودش نشان مىدهد كه فرمانرواى این عالم تواناى مقتدر است.

با دقت اندكى مىیابیم كه سوره الملك شرح و بسط آیه نخستین خود است، چگونگى فرمانروایى خدا و ابعاد آن در آیات این سوره به بحث گرفته شده و دلایل محكمى براى اثبات آن ارائه شده است.

2ـ در مورد این آیه دو توجیه قابل ذكر را در تفاسیر مىیابیم:

الف: فرمانرواى تواناى هستى همان ذاتیست كه مرگ و زندگى را آفریده، زندگى به اراده او تحقق مىیابد و مرگ به اذن او فرا مىرسد، در اشیاى مرده جان مىدمد و فیصله مرگ هر یكى را در موعد خاصش صادر مىكند، هم پدیده حیات، این مظهر نمایان قدرت آفریدگار از سوى اوست و هم سنت مرگ این مظهر محكومیت و مقهور بودن زنده ها در برابر اراده او، گمان مكنید كه مرگ و زندگى دو پدیده تصادفى و بىهدف اند، برعكس زندگى براى آزمایش آفریده شده و مرگ براى ابلاغ نتیجه این آزمایش و پاداش و پاد افراه براى پیروز و ناكام در این آزمون.

ب: فرمانرواى این عالم پهناور همان آفریدگاریست كه همه چیز را چه مرده و چه زنده آفریده است تا بیازماید كه از این دو كدام یكى بهتر عمل مىكند و مأموریت و وظیفه اش را بهتر از دیگرى انجام مىدهد. تمامى اشیاى موجود در این عالم، جاندار و بىجان، خرد و بزرگ، از اتم تا كهكشانها، از موجود زنده یك سلولى تا انسان، هر یكى براى كارى آفریده شده، مأموریتى بعهده اش گذاشته شده، وجودش خلایى را در این هستى پر مىكند و با كار خود و نتیجه اى كه بر آن مرتب مىشود ضرورتى را در این عالم مرفوع مىسازد، یكى كاملاً تابع حكم است و با انقیاد كامل و بدون هیچ نوع عصیان و سركشى كارش را انجام مىدهد، نه در انتخاب كار و وظیفه خود استقلال و آزادى دارد و نه  از مسیرى كه برایش مشخص شده توان انحراف به چپ و راست را . دیگرى با آزادى نسبى عمل مىكند، میتواند از میان چند بدیل ممكن یكى را انتخاب نماید، از میان چند راه یكى را اختیار كند. فرمانرواى كائنات هردوى اینها را آفریده است.

در الفاظ این آیه گنجایش هردو تعبیر وجود دارد ولى به چند دلیل رأى دومى ارجح است:

یك: "مرگ" و "زندگى" چیزهایى نیستند كه بطور مستقل و جدا از "اجسام مرده و زنده" وجودى داشته باشند، مرگ و زندگى دو حالت پیوست به اشیاى مرده و زنده است، همراه با آنها قابل درك اند نه مستقل از آنها، پیدایش مرگ و زندگى را نمىتوان به تعبیر دیگرى غیر از این گرفت كه آفریدگار عالم، اشیاى مرده و زنده را آفریده است.

دوم: ذكر "موت" قبل از "حیاة" نشان مىدهد كه مراد از آن اشیاى مرده و زنده است، اگر چنین نبود باید نخست از زندگى و سپس از مرگ نام مىبرد.

سوم: اگر بگوئیم كه "مرگ" براى ابتلاء و امتحان آفریده شده، این تعبیر به این دلیل درست نیست كه "مرگ" در اصل پایان ابتلاء و امتحان است، با مرگ آدمى سلسله ابتلاء او به پایان مىرسد، ولى این تعبیر كه "اموات" و "احیاء" را آفریده تا ببیند كه كدام یكى بهتر عمل مىكند، كاملاً روشن و واضح است.

چهارم: اشاره به صفت ٍ"عزیز" و "غفور" در تتمه آیه برهمین تعبیر صحه مىگذارد، و با تعبیر اولى سازگار نمىافتد: فرمانروایى كه تمامى اشیاى مرده و زنده این عالم پهناور را آفریده است، اشیاى مرده بىجان را به اشیاى زنده جاندار، باشعور و بااحساس درمىآرد، بدون شك چیره دست و عزتمند است. اگر بخشى از عالم را مقهور مطلق آفریده، براى آن است كه او "عزیز" است و این مظهر غلبه وسلطه مطلق اوست، و اگر بخش دیگرى را زنده، با آزادى نسبى و اختیار یكى از چند بدیل ممكن آفریده، خواسته است قدرت و غلبه خود را از یك سو و غفران و بخشایش خود را از سوى دیگرى به نمایش بگذارد، اگر این گروه دومى نتوانست وظایفش را چون گروه نخستین، بطور درست، كامل و بدون قصور، نقص و خطا انجام دهد و از این لحاظ در آزمون ناكام ماند و از آن دیگرى عقب افتاد، خداى غفور بزودى و متصل اشتباه و قصور، مؤاخذه نمىكند، بلكه مهلت مىدهد و مىآمرزد، با آنكه عزیز است و مؤاخذه فورى برایش سهل و آسان.

3ـ در این آیه كه فرمانرواى هستى را آفریدگار همهء كائنات معرفى مىكند، چند مطلب خیلى مهم و داراى نطاق و ابعاد بسیار وسیعى را مىیابیم:

الف: ذاتیكه مظاهر فرمانروایى اش را در همه جا مشاهده مىكنیم و آثار این فرمانروایى در هرگوشه و كنار این عالم نمایان است، همان ذاتیست كه هم مالك است و هم آفریدگار، آسمان و زمین ملك او و آفریده اویند، طبقات هفتگانه آسمان را آفریده است و تحت سلطه و فرمانروایى مطلق او قرار دارند.

ب: چون كسانى مباشید كه گمان مىكنند خدا زمین و آسمان را آفریده، سنت ها و ضوابط حاكم برهستى را وضع كرده و سرنوشت هرچیزى را مقدر نموده، سپس همه را به حال خود واگذاشته و اكنون هركارى خود بخود و مطابق همین سنن طبیعى انجام مىشود و خدا تصرفى در آن نمىكند!! نه بلكه باورتان این باشد كه خدا هم فرمانرواست و هم آفریدگار. ایمان تان بر صفت فرمانروایى خدا باید از اعتقادتان بر اینكه خدا خالق و آفریدگار است مایه بگیرد، باید معتقد باشید كه هرچه خدا آفریدگار آن است، فرمانرواى آن نیز هست.

ج: قرآن زمانى فضاى بالاى زمین را آسمان مىخواند و گاهى آسمان را سقف همهء عالم معرفى مىكند، از اینرو لفظ آسمان هم مدارهاى فضاى زمین را شامل مىشود و هم طبقات هفتگانه اى كه همهء كائنات را احاطه كرده اند، از آیه بعدى به وضوح فهمیده مىشود كه در اینجا مراد از آسمانهاى هفتگانه طبقاتى است كه یكى از آنها و نزدیكترینش به زمین، همهء اجرام سماوى را در آغوش خود گرفته و بقیه بالاتر از آن و یكى فوق دیگرى، و داراى مطابقت ها و همگونى هاى خاصى.

قابل دقت و تأنى است كه امروز علوم انسانى، به این حقیقت پى برده كه دورترین كهكشان ها، در ساختار و ضوابط حاكم بر آن شبیه به كهكشان ما مىباشد، و این یكى دیگر از اعجاز علمى قرآن است كه اخیراً كیهان شناسان از آن آگاه شده اند، همچنان علم دریافته است كه زمین داراى هفت طبقه یكى بر دیگرى و هفت مدار جاذبه در اطراف خود است، همانگونه كه بیشترین تعداد مدار هاى اطراف كوچكترین جزء هستى (اتم) نیز هفت است. اما اینكه آیا ممكن است بشر زمانى به این حقیقت نیز پى ببرد كه همهء این كائنات گسترده و فراخ، بحیث مجموعه واحدى، هفت مدارى در اطراف خود دارد؟ تاهنوز از درك و كشف این حقیقت خیلى فاصله دارد.

در رابطه با شطر دوم این آیه چند تعبیر را مىیابیم:

یك: در آفریده هاى خداى رحمان نه "تفاوت" را مىیابى و نه فطور، درز و شگافى را، تفاوت یعنى نا همآهنگى، یعنى اینكه انسان از مطالعه آنها گمان كند كه هر یكى محصول دست آفریدگار جداگانه اى است، و فطور یعنى خلا، نقص و كمبود، یعنى اینكه در هستى جاى خالى اى، چیزى كه نبود آن خلایى ایجاد كرده و نقصى را باعث شده است. به هرپیمانه اى كه دراین عالم گسترده و فراخ و بىانتها دقت كنى، در جستجوى "تفاوت" و "فطور"، همه چیز این هستى را زیر و رو كنى، دیده ها را مكرر بكار گیرى، بارها تفحص نمایى، تا آنجا كه دیده ها از فرط دقت و جستجو خسته شوند، هرگز تفاوت و فطورى را نخواهند یافت و در پایان این جستجو و دقت مكرر، نامراد بسویت برخواهند گشت.

این آیه نشان مىدهد كه كائنات مجموعهء بهم پیوسته ایست كه هر جزء آن با دیگرى پیوند دقیقى دارد، وجود یكى ضامن بقاى دیگریست، هیچ چیز بیهوده و بیهدفى در این عالم گسترده یافت نمىشود، هرچیزى درست و دقیق آفریده شده، وجود هر پدیده اى در این هستى خلایى را پر مىكند و ضرورتى را مرفوع مىسازد و نبود آن خلا و درزى را باعث مىشود. هیچ چیزى را چنان نمىیابى كه نشان دهد در آفرینش آن برنامه جداگانه اى بكار رفته، محصول دست دیگریست، به نحوى آفریده شده كه با بقیهء اجزاء تفاوت دارد. اهمیت این ادعا و ابعاد گسترده آنرا زمانى مىتوانیم درك كنیم كه در اصل آفرینش اشیاء دقت كنیم، كمى از تفاوت هاى ظاهرى مخلوقات جلوتر برویم، به عمق آفرینش آنها توجه كنیم، امروز براى دانشمندان علوم طبیعى ثابت شده است كه اشیاى گوناگون تنها از ناحیه ظاهر باهم تفاوت دارند، در اصل همه از شئ واحدى آفریده شده اند، اگر از ناحیه مالیكول ها و نحوه تركیب آنها باهم تفاوت دارند، در سطح اتم و بیشتر از آن كاملاً یكسان اند. در اصل شئ واحدى طبق برنامه واحدى به اشكال مختلف و گوناگونى درآورده شده.

دو ـ برخى دیگرى از مفسران "تفاوت" رابه معناى تضاد و عیب مىگیرند و آیه را چنین ترجمه مىكنند: "درآفرینش خداى رحمان تضاد و عیبى را نمىیابى" در این توجیه چند اشكال وجود دارد:

1ـ لفظ تفاوت در اصل نه معناى تضاد را افاده مىكند ونه عیب را.

2ـ اگر بنابر این توجیه بگوئیم كه تضاد و عیبى در مخلوقات وجود ندارد، این تعبیر با واقع سازگار نیست. و اگر بگوئیم: در آفرینش خداوند رحمان تضاد و عیبى را نمى بینى، این یك تعبیر گنگ است، تضاد در آفرینش مفهوم روشن و واضحى ندارد، علاوه بر این ما آفریده هاى خداى رحمن را مىبینیم نه آفرینش شانرا، ما مىنگریم كه از دل زمین دانه اى مىروید و به بته اى تبدیل مىشود، ولى دیده هاى ما توان آنرا ندارد كه چگونگى پیدایش و رویش دانه و تبدیل شدن خاك به بته را مشاهده كند.

پایان قسمت اول



نویسنده : شفق
تاریخ : دوشنبه 1390/09/21
زمان : ساعت 17 و 15 دقیقه و 03 ثانیه
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
feet issues یکشنبه 1396/06/26 ساعت 08 و 02 دقیقه و 24 ثانیه
Having read this I believed it was extremely enlightening.
I appreciate you spending some time and energy to put this content together.
I once again find myself personally spending a lot of
time both reading and posting comments. But so what, it was still worth it!
Frederic دوشنبه 1396/05/16 ساعت 20 و 21 دقیقه و 18 ثانیه
Hey There. I discovered your weblog the use of msn. That
is an extremely neatly written article. I'll make sure to
bookmark it and come back to read extra of
your helpful information. Thanks for the post. I will certainly return.
Jeana دوشنبه 1396/02/25 ساعت 03 و 33 دقیقه و 04 ثانیه
Great post.
http://greedystripe4328.jimdo.com/ پنجشنبه 1396/02/21 ساعت 08 و 56 دقیقه و 36 ثانیه
What's up, I want to subscribe for this webpage to get latest updates, therefore where can i do it please assist.
BHW سه شنبه 1396/01/29 ساعت 07 و 16 دقیقه و 32 ثانیه
Excellent article! We are linking to this particularly great post on our site.
Keep up the good writing.
manicure شنبه 1396/01/12 ساعت 07 و 12 دقیقه و 23 ثانیه
Admiring the time and energy you put into your website and in depth information you offer.
It's nice to come across a blog every once in a while that isn't the same out of date rehashed information. Great read!
I've saved your site and I'm adding your RSS feeds
to my Google account.
manicure جمعه 1396/01/11 ساعت 16 و 11 دقیقه و 35 ثانیه
Excellent post. I used to be checking continuously this blog and I am impressed!
Very useful info specially the closing phase :) I care for such information a lot.

I was looking for this certain info for a long time.
Thank you and good luck.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

پیچک